سید محمد سپهرسید محمد سپهر، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره
سپیده زهرا السادات سپیده زهرا السادات ، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

تاج سر مامان

هديه هاي فرشته به محمد سپهر

سلام عزيز دلم ، خوبي چند وقتي يه كه دست به قلم براي نوشتن خاطرات قشنگت نبردم....وگرنه كه كار مامان نوشتنه .....خبر ، گفتگو ، گزارش..چيزي كه تموم نمي شه همين نوشتنه... دور و برت پراز تيكه هاي كاغذه كه نوشته مي شه و تاييد مي شه و ارسال مي شه. عزيزم توي ماه رمضان نشد كه برات چيزي بنويسم ..ساعت كاري كم بود و مجبور بودم تند تند به كارها برسم....بعد از اون هم انگار اين كار تمومي نداره..احساس مي كنم دوتا كار تمومي نداره يكي كارهاي مربوط به روابط عمومي يه ودومي كارهاي خونه ..هر چقدر هم تلاش كني بي فايده ست..فقط مي توني ذهنت را آماده كني كه تحمل همه چيز را داري واين خود هنره! عزيزكم خيلي اتفافات افتاده كه سعي مي كنم برات چند خطي در آينده بنويسم.....
23 شهريور 1392

محمد سپهر در تيتراژ شبكه آموزش !

از دست نديد حتما تيتراژ برنامه "بازباران"را از شبكه آموزش ببينيد ......" بازباران " عنوان برنامه افطاري شبكه آموزش كه هر شب از ساعت 19:30 پخش مي شود...اين تيتراژ توسط رامين جواد پور خوانده شده....حتما هم مي دونين رامين كيه ؟رامين جواد پور خواننده و آهنگساز برنامه "سلام كوچولو"يه كه غير از اين برنامه اكثر تيتراژ هاي شبكه هاي مختلف راديو و تلويزيون را مي خونه.... عزيز دلم يادت هست يه روز با لباس نظامي سر برنامه "سلام كوچولو"حاضر شدي و حتي توي يه برنامه در خصوص لباست و اينكه قصد داري در آينده خلبان بشي صحبت كردي... هفته پيش درست يك روز مانده به پيشواز ماه رمضان..همون روزتاريخي  كه مي خواستيم بريم پارك ارم....يعني دوشنبه رامين تماس گرفت...
26 تير 1392

پيشواز ازرمضان به سبك محمد سپهر !

عزيز دلم هم من خوابم مي ياد، هم تو،  هم بابا، خسته خسته ايم......بابا هميشه مي گه به حرف بچه نرقص ولي كو گوش شنوا!.....خيلي دوست داشتم قبل از ماه رمضان يه مسافرت چند روزه مي رفتيم ولي اونقدر بابا مشغول كاراي بازرسها بود  كه نشد و نشد...... ديروز گفتي مامان ما داريم مي ريم ميهموني خدا ..گفتم بعله ماه رمضان مي خواد شروع بشه..گفتي : مامان يعني جشن  مي گيريم...گفتم منظورت از جشن چيه؟گفتي يعني شادي مي كنيم و مي خنديم و بازي  مي كنيم...مي خواستم جواب بدم كه نذاشتي دهانم را باز كنم و گفتي :پس بريم پارك ارم تا حسابي بازي كنيم و ميهموني بهمون خوش بگذره! البته گل پسري خيلي دوست داشتم همچين كاري را زودتر برات انجام بدم..ولي مگ...
18 تير 1392

تاج سر مامان و كرم موسيقي!

عزيز دلم از هفته پيش توي كلاس موسيقي"ارف" وابسته به "مدرسه هنر و ادبيات موسيقي صدا و سيما"ثبت  نامت كردم....چون خيلي علاقه به شعر و موسيقي داري....البته چون  بيشتر ظرفيت ها تكميل شده بود ومن دير متوجه كلاس هاي تابستانه شدم....در بدترين ساعت 15 تا 16:30 ثبت نامت كردم....در اوج خواب مهد مجبوري بيدارت كنم و بابايي بياد دنبالت و بري كلاس. امروز جلسه دومت بود صبح كه داشتم حاضر مي شدم بيام سركار بابايي گفت: راستي براي گل پسرت كرم موسيقي بكش....با تعجب فقط نگاهش كردم.... بعد از اينكه كارام را انجام دادم تو.ي اينترنت "كرم موسيقي"را سرچ كردم ولي چيزي عايدم نشد..فقط مطلبي را در وب شازده كوچولو در اين خصوص خواندم. کرم موسیقی کرم ابریشمی...
12 تير 1392

محمد سپهر و عموهاي فتيله اي !

عزيز دلم سلام..........قبلا روي وبت شعري را كه در مورد امام خميني خوانده بودي را گذاشته بودم........يه چند وقتي يه كه شعر"اي ايران"را برات گذاشتم...رفته بوديم خونه عمو مجيد ...قرار بود دومين مناظره انتخاباتي از تلويزيون پخش  بشه...بابا داشت استراحت مي كرد كه عمو تارش را آورد و شما خوندي...... فكر كنم يه چند روز مونده بود به سالگرد رحلت امام ، كه عمو روحاني از وبلاگ( پرسمان) تماس گرفت و گفت: محمد سپهر دوست داره سر برنامه فتيله ها حاضر بشه...خوشحال شدم كه عمو به فكرمونه...گفت: به شرطي كه همين شعر امام خميني (ه) را بخونه..چون پيشنهادش را به آقاي مسلمي دادم.....سرم خيلي شلوغ بود..درگير خبرهاي انتخاباتي..تازه مي خواستند برام شيفت هم بذارند...
11 تير 1392

مولا بيا!

یک سال دیگر هم گذشت و چشممان به جمال مولای غایبمان روشن نشد... مولا بيا درست است كه اكثريت قریب به اتفاق ما شیعیان در تمام سال از شما  غافلیم، و قلیلی از ما نیز به هنگام مشکلاتمان از شما  یاد می‏کنیم... اما آقای ما! به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي اند، و به زبانمان نیز گوش مسپار که گناهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند، قلب آن اندک بندگان واقعی خداوند را ببين که هر روز ـ صبح و شام ـ تو را مي‌خوانند... تاج سر مامان در حياط مسجد: مادر ساعت 10:00صبح ...
2 تير 1392

محمد سپهر و امام !

مثل هرسال 14 خرداد رفتيم جماران! البته تو بيشتر از ما مشتاق بودي .لباس ارتشي ات را تنت كردي و گفتي : فقط با همين لباس مي يام فهميدين ؟(جديدا ياد گرفتي وقتي كلامت را مي خواهي تاكيد كني و ما آنرا موبه مو اجرا كنيم بگي :فهميدين؟!) بابايي با حوصله لباس هاتو خوب اطو كرد...رسيديم توي كوچه...يه حس قشنگي مي ياد سراغتون..نمي دونم تا حالا رفتين يا نه؟  وقتي فكرشو بكني كه يه روزي  امام خميني از  همين كوچه ها عبور كرده...... هوس پفيلا كردي رفتم توي مغازه تا برات بخرم.... صاحب مغازه وقتي تورا توي لباس نظامي ديد ، گفت :از كجا اومدين..تو كه متوجه طعنه پنهان صاحب مغازه شدي..به تندي گفتي:"به توچه؟!"همين شد سوژه...او كه خوب متوجه منظورت نشده ...
1 تير 1392

محمد سپهر در استوديوي انتخابات!

موضوع برنامه "سلام كوچولو"انتخابات بود و تو براي خانم وكيلي صحبت كردي كه دوست داري با مامان و بابا برين انتخابات و راي مارا در صندوق بندازي .حتي گفتيكه بابا بهت مي گه كمتر پويا نمايي تماشا كني و اجازه بدي تا او اخبار انتخابات را گوش كنه كه كلي از اين حرفها خانم وكيلي خنديد.در يه برنامه ديگه هم شعر "گل گندم "را خواندي و درباره كاشتن گندم صحبت كردي. خانم وكيلي ازت پرسيد اگه بخواهيم بيابان را آباد كنيم بايد چه كاركنيم كه تو گفتي :اول زمين را شخم مي زنيم و بعد دونه مي پاشيم كه يهو امير حسين گفت:حالا دوده از كجا بياريم كه اين جمله شد سوژه خنده! وقتي برنامه تمام شد گفتي:كمرم درد گرفت از بس با خانم وكيلي كشاورزي كرديم.من بميرم براي اين كمر دردت.....
6 خرداد 1392

به بهاته ميلاد نور!

تولد مولا امير المومنين  امام رحمت ، حضرت علي (ع) بر همگان مبارك روز پدر ، روز مرد ، بر مردان عزيز كشورمان مبارك روز پدر ، بر پدر عزيزم ، همسر هميشه مهربانم و سيد محمد سپهر گل پدر آينده مبارك....   يه لطيفه اي كه محمد سپهر اونو تعريف مي كنه و از ته دل مي خنده ...البته بيشتر جلوي باباش تعريف مي كنه...ببخشين  از دوستان آقايي كه مارا مي خونن..(خودم  براش تعريف كردم)... محمد سپهر دستاشو مثل بلندگو جلوي دهانش مي گيره و باصداي بلند و رسا مي گه....دودورو دودور... دودورو دودور... پدرا ، مردها منتظرن هديه روز مرد نباشين چون كشتي اي كه قرار بود زيرپوش و جوراب از چين بياره توي آبهاي دريا غرق شده.... حالا منو بگو دس...
1 خرداد 1392