سید محمد سپهرسید محمد سپهر، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره
سپیده زهرا السادات سپیده زهرا السادات ، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

تاج سر مامان

دوست وبلاگي سيد در راديو !

1392/11/28 10:33
1,412 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلم، اميدم، خوشحالم كه داري كم كم مرد بار مي آيي چون دوري بابا را توي ماموريت خوب تحمل مي كني و سعي مي كني حرفهاي منو گوش كني.عسلكم ديروز صبح بهت سفارش كردم كه قراره يكي از دوستان وبلاگيت را در راديو ببيني ، با خوشحالي گفتي :مامان اسمش چيه و من گفتم :احسان

اولين نفري بوديم كه وارد استوديو شديم.....مثل هميشه خانم وكيلي از اينكه سر وقت مي آمدي خوشحال بود..تا بچه ها بيان از فرصت استفاده كردي ، دستشويي بردمت..وقتي اومدم مامان احسان را ديدم..ومن گفتم محمد اينم دوستت احسان.خانوم وكيلي مي خواست ميهماني گلها بگيره..چون غير از احسان، راستين هم بود...برنامه براي بعد از عيد ضبط مي شد ، قرار شد اي زنبور طلايي را بخواني هر چند كه اصرار داشتي خوب حفظ نيستي....

احسان و سيد محمد سپهر !

سلام كوچولو

عزيزم....با احسان  حسابي رفيق شدي ...با معصومه جان و احسان رفتيم بوفه و مامان احسان لطف كردند  پتزاسفارش دادند...كلي پليس بازي كردي....اصرار مي كردي كه احسان بيشتر پيشت باشه.....بهت حق مي دادم كه بيشتر بازي كني چون زود با همه انس مي گيري اما مامان جان مسير آنها خيلي طولاني بود و بايستي به شب نخورده بر مي گشتند.

مامان احسان(معصومه جان) خانم خوش برخورد و با محبتي بودند......موقع برگشت تادم درب بلال سازمان با آنها هم مسير شديم تا توي همين مسر كوتاه بازم باهم بازي كنين..به سختي ازهم جداشدين....خداحافظي كردين و قول دادين كه بازم همديگر را ببينين......وببينيم.

بايستي زود به استوديو بر مي گشتيم براي ادامه ضبط برنامه ..بماند كه چقدر دلتنگ احسان شده بودي..انصافا احسان پسر خوب و باادبي بود..بچه ام تازه يخ هاش باز شده بود و حسابي با سيد ما جور شده بود....البته بماند كه چند بار پرسيده بودي مامان احسان اينها چرا دير با ما دوست شدند و ما چه جوري  با هم دوست شديم..ومن از وبلاگت برات گفتم واينكه احسان هم دوست داشت در برنامه "سلام كوچولو "شركت كنه.

سلام كوچولو

تبصره:فضاي مجازي هم مثل فضاي عاديه به شرطي كه از رفتارهايمان سوء استفاده نكنيم..به هم اعتماد كنيم و دوستان خوبي براي هم باشيم.....

البته نشد كه از بازي ها و پيتزاخوردنتون عكس بندازم....چون مثل هميشه حافظه گوشي ام پر پره..

مادر ساعت 10:32 صبح

پسندها (1)

نظرات (27)

آیسان مامان ماهان
28 بهمن 92 11:00
سلام دوست خوبم ،ای فدای مهربونیت بشم عزیز دلم،همینکه به زبون میاری برا من و ماهان دنیاییه بخدااااااااااا
آیسان مامان ماهان
28 بهمن 92 11:03
به به به محمد سپهر گلم با دوستای گلش احسان و راستین دیدار کرده
آیسان مامان ماهان
28 بهمن 92 11:04
آخی چه دوست مهربونی که هواسش به دوستای بی هم هست..ای ول گلم دمت گرم
آیسان مامان ماهان
28 بهمن 92 11:05
نوش جونتون پیتزا و قسمت خوشمزه برنامه مام دهنمون آب افتاد سر ظهری
مامان احسان
28 بهمن 92 13:30
سلام زهره عزیز خوبی خانوم چه میکنی با زحمتهای ما .احسان تا دیروز یک دوست داشت که حیلی دوستش داشت ولی از دیشب میگه مامان من دوتا دوست دارم پویان و محمد سپهر .واقعا از دیدارتون مسرور شدم وامیدوارم که با زهم همو ببینیم به امید اون روزدوستتون داریم
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
سلام معصومه عزيز صبح جند بار اومدم برات پيغام بذارم..اما نشد كه نشد ......انشاء الله اين دوستي پايدار بمونه...شما به ما لطف دارين..من كاري نكردم..وظيفه بود
مامان احسان
28 بهمن 92 15:37
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
شرمنده عزيزم كه چند بار اومدم ولي توي وبتان نمي توانم پيغام بذارم
مامان آرمان
28 بهمن 92 17:36
سلام چقدر عالی که از دنیای مجازی خارج شدید و دوستیتون را به خارج از مرزهای مجازی کشوندید.ایشاءا... دوستیتون هر روز محکمتر از دیروز باشه
ستوده
28 بهمن 92 17:44
مامان سید سپهر چه پسر هنرمندی دارید .در رادیو کار می کند ،ارکستر اجرا می کند ،در رادیو رازهایی را برملا می کند ،کاردستی های زیبا درست می کند وهزاران هنر دیگر .موفق باشید وخداوند برایتان سلامت وشاداب نگاهدارش باشد
مامان پریسا
29 بهمن 92 0:38
به به پس محمد جان دوستای وبلاگی رو هم داره میبره پشت میکروفن اقا دست ما رو هم بگیر.
مامان امیرمهدی
29 بهمن 92 21:02
خوشحالم که دوست وبلاگیتونو ملاقات کردین
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
ممنن عزيز دلم
ستوده
29 بهمن 92 22:57
خانومی با اجازه لینکتون می کنم
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
منم شما را لينك مي كنم با افتخار
〰〰مامانِ چشمه بهشتى〰〰..
30 بهمن 92 0:47
عزيزم .... ايشالله بازم همديگه رو ببينيد
ღ¸.•مامان ِ آینده یه فسقِـلی•.¸ღ
2 اسفند 92 18:33
بیادت هستم، ای دوست...
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
عزيزمي چند بار اومدم براتون پيغام بذارم...اما نشد
مبین فرفری
3 اسفند 92 13:36
سلام عزیزم از رادیو با من تماس گرفتند حتما فردا یکشنبه شمارو میبینم
مبین فرفری
3 اسفند 92 13:49
خانم زمانی جون فردا ساعت یک ونیم میبینمت
مامان احسان
4 اسفند 92 8:20
سلام زهره جون خوبید خانوم آقا پسمل گلمون چطوره ببوسیدش
فرزند فلکه ساعت
5 اسفند 92 1:21
سلام سعی کنید همیشه از مطالب وبلاگتان به کمک سایت ارائه دهنده خدمات پشبیبان بگیرید اعتباری به این سایت ها نیست
مامان نیایش
9 اسفند 92 12:29
سلام عزیزم چه خوب که دوستت رو دیدی هیمشه خوش باشی و لبات پر خنده
سید
11 اسفند 92 13:31
سلام برترین وبلاگ های حج و زیارت انتخاب و جهت نظر سنجی اینترنتی در سایت حج و زیارت قرار گرفته است. وبلاگ حقیر نیز یکی از این وبلاگهاست اگر وبلاگم را بهتر از بقیه دیدید لطفا بهش رای بدهید آدرس سایت حج و زیارت: www.hajj.ir/30 وبلاگ حقیر (وبلاگ با زائران بهشت ) در ستون وبلاگهای فرهنگی در رده دوم قید شده با آدرسم : www.bazaeran.blogfa.com
مبین فرفری
14 اسفند 92 15:56
سلام عزیزم کاشکی بشه بازم همدیگر رو ببینیم
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
سلام خانومی حتما شنبه به روز می کنم....انشاء الله دیدار ها تازه گردد
فرزند فلکه ساعت
15 اسفند 92 13:39
بابا یه بار هم ما رو ببرید رادیو
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
سلام شما هم تشریف بیارید قدمتون روی چشم
فرزند فلکه ساعت
16 اسفند 92 16:10
جدا!! شما تو رادیو مشغولید؟ من البته خودم روی رادیو کار می کنم...اما امواج رادیویی
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
اگه خدا قبول كنه..خوشحالم كه همكاريم
فرزند فلکه ساعت
16 اسفند 92 19:20
البته دیگه از ما گذشته
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
خيلي دوست دارم شما را بيشتر بشناسم
□■□ مامان آینده یه فسقلی □■□
16 اسفند 92 20:06
عزیزم، یادم رفت رمز رو خصوصی بفرستم
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
سلام تبليغات اطراف وب نمي ذاره كه بيام و نظر خودم را بذارم...
ستوده
16 اسفند 92 23:42
منتظرتون در مشهد هستیم .اگر ما در مشهد نبودیم التماس دعا .چرا که امام رضا زوارشو خیلی دوست داره ودعاشون رو مستجاب می کنه
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
عزيز دلم
فرزند فلکه ساعت
19 اسفند 92 19:47
سلام ممنونم که به من لطف دارید. فکر کنم یک بار قبلا توضیحاتی در مورد خودم به شما داده ام. شما بسیار صبورانه و جزء به جزء می نویسید. خب یک مادر اصولا حوصله این همه وقت گذاشتن را ندارد. شما یک مادر واقعی و البته مدرن هستید. قدیمها مادر واقعی تعریفی دیگر داشت اما شما مادری هستید که بh نگاه به آینده فرزندتان و احترام به واقعیتهای آینده می نگارید و این قابل احترام است. همانطور که معروض داشتم تهران زندگی می کنم البته اگر بتوان گذران عمر در تهران را زندگی نامید! شما کارمند صدا وسیمایید؟
مامان سيدمحمدسپهر
پاسخ
سلام بر برادر خوبم.....شما كه قشنگ تر از من مي نويسيد.....واواقعا قلم توانمندي داريد......اگه خدا قبول كنه ...
علی
26 اسفند 92 0:05
سلام ممنون سال پر خیر و برکتی داشته باشید