دلتنگی های محمد سپهر در دوری از بابا
سلام گل گلی مامان. سلام. صبح چشم پزشک به مهد اومده بود که چشمهای قشنگ شما را با دستگاه معاینه کنه. شما روی صندلی نشستی تا خاله کارش را انجام بده. گل مامان خداراشکر چشمهات صحیح و سالمه.اما از بس که علی رضا لامپ ها را خاموش و روشن کرد و چشم پزشک احساس کرد که اگه برای بار دوم شمارا روی صندلی بنشاند شاید همکاری نکنی از من خواستن شمارا به چشم پزشکی که معرفی می کنن ، ببرم. واما اندر احوالات محمد سپهر: از وقتی که بابا رزمایش رفته اخبار را با دقت بیشتری می بینی، شاید بابا را بببینی. گلی در دعای ندبه که صبح روز جمعه از چابهار به طور مستقیم پخش شد، یه لحظه دوربین بابا را نشان داد با شادی گفتم:" بابا حسن بابا حسن". تو که خواب بو...
نویسنده :
مامان سيدمحمدسپهر
12:19









