روز شكر!
سلام عزيز دلم گلبوته ام خوبي مامان ؟ ببخش كه صبحي خوابت رو به هم زدم . باور كن چاره اي نداشتم . عصر ديروز حسابي با زينب خانوم توي پارك بازي كردي درست وقتي كه به سر سفره افطار رسيديم از خستگي داشت خوابت مي برد كه با زور چند قاشقي برنج و خورشت قورمه سبزي بهت دادم كه فقط معده ات خالي نمونه. بماند كه پاهايت حسابي حسابي كثيف و سياه شده بود چون بدون كفش برعكس سرسر ه بازي مي كردي. فكر كنم ساعت دو نصفه شب بود كه از خواب بيدارم كردي كه مامان گشنمه .به سرعت برق برات غذاي را گرم كردم و خوردي.گفتم مامان جون بريم حمام چون پاهاتون خيلي كثيفه و زشته كه اينطوري با مامان برين مسجد( به خاطر اينكه مهد را سم پاشي مي كنن چهارشنبه...









