سید محمد سپهرسید محمد سپهر، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره
سپیده زهرا السادات سپیده زهرا السادات ، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

تاج سر مامان

محمد سپهر در دربند

  سلام گل گلی مامان . دوروزه که از من در باره شب یلدا می پرسی و حکمت خوردن انار و هندوانه. تازه دیروز می گفتی خاله نفیسه به بچه ها کاردستی ساخت انار را در مهد آموزش داده و تو انار درست نکردی. وقتی قضیه را پیگیر شدم دیدم تو در تخیلاتت اینها را تصور کردی. جمعه ای خونه مامانی بودم که دایی از کوه اومد. وقتی متوجه شدی دایی کوه رفته بهونه گرفتی که کوه بری. به بابایی زنگ زدم که بیاید دنبالت و مردونه بری کوه. بعد از ناهار با بابا همراه شدین که بری کوه بدون مامان! دیدی چقدر قشنگ مامان را کنار گذاشتی. حالا فکرش را بکن اگه زن بگیری چه جوری منو می پیچونی! گلی مامان من فقط به بابایی موبایلم را دادم که ازت عکس بندازه. از عکس ها معلومه که ...
28 آذر 1390

زیارت عاشورا بدون حضور محمد سپهر

  سلام گلم. امروز چهارشنبه  ای بود که بدون تو به زیارت عاشورا اومدم.  در مسجد دائم فکرم به تو مشغول بود. از ته دل دعا می کنم که زودتر خوب بشی!فکرم به گذشته بر می گردد. وقتی با تو به مسجد می آیم.توکه آروم و قرار نداری. یا پیش خانوم محمدی هستی. یا با اسباب بازی هایت بازی می کنی!  گلی هفته پیش با هم مشهد بودیم ودرست هفته قبلش صبح با هم به مسجد اومدیم. احساس می کردم کمی آرام هستی. ولی در دلم نهیب می زدم نه به خاطر اینکه به من قول دادی که پسر خوبی باشی آرام و ساکت هستی. چند دقیقه ای از آرام بودنت نگذشته بود که گفتی: مامان روکفشی هامو بده تا به خانوم محمدی نشون بدم. نه تنها روکفشی هایت که مدل خرگوشی بود بلکه مچ بن...
9 آذر 1390
1